شبیه کسی
...شبیـــه کســـی شده ام
کــه پشتـــــــ دود سیگــارش با خود می گویــد :
... بایــد تـَرکـــــــ کنـــم !
ســیگــار را...
خانــــه را...
زندگـــی را...
و باز پُــکــی دیگــــر می زند!!!!
آری امشب شب یلدا است.....
شب فال.....
شب عشق.....
شب هندوانه.....
وشب آزادی وشب رهایی
چیزی به یادم نمی آید
جز اینکه
امشب شب تنهایی من است
یلدایت مبارک
دانلودازطریق ایمیل
درمسیررشدبادیگران مهربان باش
چون درزمان افول دوباره آنهاراملاقات خواهی کرد
میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ میگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمرینی اومدیم مانور !
یاد سهراب بخیر!
آن سپهری که تا لحظه ی خاموشی گفت:
یک اربعین گذشته و زینب رسیده است
بالای تربتی که خودش آرمیده است
یا ایها الغریب سلام ای برادرم
ای یوسفی که گرگ پیرهنت را دریده است
ازشهر شامِ کینه، رسیده مسافرت
پس حق بده که چنین داغدیده است
احساس میکنم که مادرم اینجا نشسته است
در کربلا نسیم مدینه وزیده است
بر نیزه بودی و به سرم بود سایه ات
با این حساب کسی زینبت را ندیده است
این گل بنفشه های تن و چهره ی کبود
دارد گواه ، زینبتان داغدیده است
توطعم خیزران و سنگ ها و خواهرت
طعم فراق و غربت و غم را چشیده است
آبی به کف گرفته و رو سوی علقمه
با آه می رود سکینه و خجلت کشیده است
این دختر شماست که خواستند کنیزیش ....
لکنت گرفته است و صدایش بریده است
نیزه نشین شد حضرت سقا و اهلبیت
زخم زبان زهر کس و ناکس شنیده است
***
گفتی رقیه ... گفت نمی آیم عمه جان!
در شام ماند و شهر جدید آفریده است
منبع:وبلاگ شعرهای خاکستری من
دانشجوي تازه وارد : هالوي خوش شانس
دانشجويان ساكن خوابگاه : جنگجويان كوهستان
دانشجویان پرسر و صدا : گروه لیانشانپو
دانشجوي پزشكي : به خاطر يك مشت دلار
خانواده دانشجويان : بينوايان
دانشجوي مدل رپي : الو، الو، من جوجوام
انتخاب درس افتاده : زخم كهنه
مراقبين امتحان : سايه عقاب
تقلب : عمليات سري
روز دريافت كارنامه : روز واقعه
اعتراض دانشجو : بايكوت
اعتراض براي كيفيت غذا : مي خواهم زنده بمانم
دانشجوي اخراجي : مردي كه به زانو در آمد
آينده تحصيل كرده : دست فروش
رئيس دانشگاه : مرد نامرئی
استاد راهنما : گمشده
دانشجويي كه تغيير رشته داده : بازنده
سرويس دانشگاه : اتوبوسي بسوي مرگ
كتابخانه دانشگاه : خانه عنكبوتان
ژتون فروشي : آژانس شيشه اي
علت نيافتن بعضي از دانشجويان : رابطه پنهان
التماس براي نمره : اشك كوسه
سوار شدن به اتوبوس : يورش
ترم آخر : بوي خوش زندگي
تصويه حساب : خط پايان
عمر دانشجو : بر باد رفته
مسئول خوابگاه : كاراگاه گجت
ادامه تحصيل تا دكترا : ديدار در استانبول
منبع:صدای سکوت
پرسیدند : چه می
کنی ؟
پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می
کنم و آن را روی آتش می ریزم …
گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است و این آب
فایده ای ندارد !
گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم اما آن هنگامی که خداوند از من می پرسد :
“زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟
” پاسخ میدهم : هر آنچه از من برمی آمد !

منبع:وبلاگ صدای سکوت
در سـرزمین مـادری
تـاجـی دارم از هـمت
گنـجی دارم از قنـاعت
جشنـی از رضایـت و سرخوشـی بی پـایـان
هنـگامه ای از تـلاش همـیشه
سـاحلی آرام از توکـل
ذوقـی عمیـق از آسـایش دیـگران
و خـدایی نـزدیک
داشتـن چنیـن موهبتـی اتفـاقی نیـست
پـس سپـاسی جـاودان نثـارتـان مـادر پـدر
قلبـم از عشقتـان همـاره گـرم میـمانـد ... حتی در خاک
تو اون شام مهتاب كنارم نشستی
عجب شاخه گل وار به پايم شكستی
قلم زد نگاهت به نقش آفرينی
كه صورتگری را نبود اين چنينی
پريزاد عشق رو مه آسا كشيدی
خدا را به شور تماشا كشيدی
تو دونسته بودی چه خوش باورم من
شكفتی و گفتی از عشق پرپرم من
تا گفتم كی هستی تو گفتی يه بی تاب
تا گفتم دلت كو تو گفتی كه در ياب
قسم خوردی بر ماه كه عاشق ترينی
تو يک جمع عاشق تو صادق ترينی
همون لحظه ابری رخ ماه رو آشفت
به خود گفتم ای واي مبادا دروغ گفت
گذشت روزگاری از اون لحظه ناب
كه معراج دل بود به درگاه مهتاب
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم
تو هر شام مهتاب به يادت شكستم
از افکار کهنه ات شرمنده باش
انیشتین
هنگامی که کسی آگاهانه تو را نمی فهمد
خودت را برای توجیه خسته نکن
مرگت درست از لحظه یی آغاز می شود
که در برابر آن چه مهم است سکوت می کنی
مارتین لوتر کینگ
پایانی برای قصه نیست
چرا که نه گوسفندان عاقل می شوند و نه گرگ ها سیر
کسى که کردارش او را به جایى نرساند
افتخارات خاندانش او را به جایى نخواهد رسانید
خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد
دختری نباش که به مردی نیاز داره
دختری باش که مردی به اون نیاز داره
و این دو باهم خیلی متفاوتند
سیلی واقعیت رو درست اون وقتی می خوری
که وسط زیباترین رویا هستی
زندگی یامرگ بعدازماچه فرقی میکند؟
ماهیان روی خاک ماهیان روی آب
وقت مردن ساحل ودریاچه فرقی میکند؟
سهم ماازخاک وقتی مستطیلی بیش نیست
جای ما اینجاست یاآنجاچه فرقی میکند؟
یادشیرین توبرمن زندگی راتلخ کرد
تلخ وشیرین جهان اماچه فرقی میکند؟
من باتری ساعتم را در می آورم
سحر دیدم درخت ارغوانی
کشیده سر به نام خسته جانی
به گوش ارغوان آهسته گفتم
بهارت خوش که فکر دیگرانی
خری آمد بسوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی پیش
برو امشب برایم خواستگاری اگر تو بچه ات را دوست داری
خر مادر بگفتا ای پسر جان تو را من دوست دارم بهتر از جان
زبین این همه خرهای خوشگل یکی کن نشان چون نیست مشکل
خرک از شادمانی جفتکی زد کمی عرعر نمود و پشتکی زد
بگفت مادر به قربان نگاهت به قربان دو چشمان سیاهت
خر همسایه را عاشق شدم من به زیبایی نباشد مثل او زن
بگفت مادر برو پالان به تن کن برو اکنون بزرگان را خبر کن
به آداب و رسومات زمانه شدند داخل به رسم عاقلانه
دو تا پالان خریدند پای عقدش یه افسار طلا با پول نقدش
خریداری نمودند یک طویله همانطوری که رسم است در قبیله
خر عاقد کتاب خود گشایید وصال عقد ایشان را نمایید
دوشیزه خر خانم آیا رضایی؟ به عقد این خر خوش تیپ در آیی؟
یکی از حاضرین گفتا به خنده عروس خانم بهر گل چیدین برفته
برای بار سوم خر بپرسید خر خانم سرش یکباره جنبید
خران عرعر کنان شادی نمودند به یونجه کام خود شیرین نمودند
به امید خوشی و شادمانی برای این دو خر در زندگانی
تکناز : ملانصرالدین هر روز در بازار گدایی می کرد و مردم با نیرنگی، حماقت او را دست می انداختند. دو سکه به او نشان می دادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره، اما ملانصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می کرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می آمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملانصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می کرد.
تا اینکه مرد مهربانی از راه رسید و از اینکه ملانصرالدین را آنطور دست می انداختند، ناراحت شد. در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند، سکه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت می آید و هم دیگر دستت نمی اندازند. ملانصرالدین پاسخ داد: ظاهرا حق با شماست، اما اگر سکه طلا را بردارم، دیگر مردم به من پول نمی دهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آن هایم. شما نمی دانید تا حالا با این کلک چقدر پول گیر آورده ام. اگر کاری که می کنی، هوشمندانه باشد، هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند!

شما از نظر عاطفی رسیده اید یا خیر؟
آیا می دانید بلوغ عاطفی موجب پیشبرد اهداف و بهبود روابط تان در زندگی می شود؟
بلوغ عاطفی در واقع به معنای رهبری عواطف است به جای اینکه اجازه دهیم عواطف ما را هدایت کنند و طبعاً مشخصه هایی دارد.
روان شناسان، بلوغ عاطفی را توانایی افراد برای پذیرش اشخاص و مسائل به همان شکلی که هستند و بدون نیاز به تغییر تعریف می کنند فکر ما هر آنچه به او بگوییم باور می کند. بنابراین اگر شما افکار نادرست و منفی را با افکار درست، مثبت و سازگار جایگزین کنید، توانایی هدایت عواطف به طرز چشم گیری افزایش می یابد و این مسئله موجب می شود روابط شما بهبود یابد، احساس شاد بودن کنید، خود را بیشتر دوست داشته باشید و بیشتر به اهداف تان برسید.
- ویژگی های افرادی که به بلوغ عاطفی نرسیده اند
نیازمند محبت: اشخاصی که بلوغ عاطفی آن ها رشد نیافته، نیازمند محبت و توجه هستند، اما نشانه های ضعف خود را پنهان می کنند و در نشان دادن عواطف خود دچار مشکل می شوند.
کج خلق: این افراد انتقاد پذیر نیستند حسودند، کسی را نمی بخشند، خلق و خوی آن ها ثابت نیست و کج خلق هستند.
نپذیرفتن واقعیت: کسانی که بلوغ عاطفی ندارند، از ارتباطات گریزان هستند یا آن را تکذیب می کنند و به دنبال سرزنش اشخاص در این موارد هستند.
فرار از واقعیت، بدبینی، عصبانیت و اضطراب و جمله به اشخاص دیگر هنگام ناامیدی نیز از ویژگی های کسانی است که به بلوغ عاطفی نرسیده اند
بخشیدن و دریافت نکردن: تمایل به بخشیدن و بی میلی برای دریافت بخشش، از خصوصیات دیگر نابالغان از نظر عاطفی است.
نپذیرفتن مسئولیت شخصی: این گروه از تجربیات خود درس نمی گیرند. آن ها معتقدند تجربیات خوب و بد به بخت و اقبال بستگی دارد و کمتر مسئولیت شخصی را بر عهده می گیرند.
مضطرب، بدبین و عصبانی: فرار از واقعیت، بدبینی، عصبانیت و اضطراب و جمله به اشخاص دیگر هنگام ناامیدی نیز از ویژگی های کسانی است که به بلوغ عاطفی نرسیده اند.
وابسته: اشخاصی که از نظر عاطفی نابالغ اند، وابسته بوده، به آسانی تحت تأثیر قرار می گیرند، تردید دارند و بدون فکر عمل می کنند و مسئولیت عیوب خود را بر عهده نمی گیرند.
صحبت کردن بیش از گوش دادن: نابالغان از نظر عاطفی بیش از اینکه گوش بدهند، صحبت می کنند گوش دادن به صحبت های دیگران به درک افکار و دیدگاه های آن ها نیازمند است. اما این اشخاص برای شنیدن دیگران وقت نمی گذارند و همین امر موجب می شود نتوانند به عمق هوشیاری عاطفی خود برسند.
همیشه محور و مرکز بودن: این اشخاص دوست دارند همیشه مرکز و محور توجه و تمرکز مکالمات و موضوعات باشند و با این مسئله که محوریت موضوع قرار نگیرند مشکل دارند.
- روش هایی برای بهبود بلوغ عاطفی
از آنجایی که بلوغ عاطفی تأثیر بسزایی در بهبود روابط و پیشبرد اهداف دارد، اشخاص می توانند با به کار بردن نکات زیر، بلوغ عاطفی خود را بهبود بخشند.
1- خود را درک کنید و بپذیرید: از اشخاص مهم در زندگی تان بخواهید در مورد رفتار شما بازخورد ارائه دهند خود را همان گونه که شما را می بینند، ببینید واقعیت را بپذیرید و با آن کنار بیایید.
2- خودخواه نباشید: اجتناب از خودخواهی را تمرین کنید و ببینید دیگران چه عکس العملی نشان می دهند. رفتار دیگران را در مقابل خودتان با زمانی که خودخواه نبودید مقایسه کنید. کدام رفتار را ترجیح می دهید.
3- راه حل های بر نده- برنده را برای کشمکش با اشخاص پیدا کنید: از تسلط بر دیگران اجتناب کنید. اگر راه حل مسئله ای برای هر دوی شما خوب نیست حتماً برای روابط و زندگی تان هم خوب نیست.
4- روابط اجتماعی خود را ارزیابی کنید: دوستان خود را ارزیابی کنید. به موقعیت هایی که بهترین و بدترین را برای شما می آورد، توجه کنید. خود را در معرض افراد و موقعیت هایی قرار دهید که بهترین را برای شما به ارمغان می آورند.
5- از تفکرات جادویی پرهیز کنید! تفکر جادویی اعتقاد به این مسئله است که هر چیزی بدون ذره ای تلاش شما اتفاق می افتد. این روند فکری در بچه ها طبیعی است، اما در بزرگسالان روند فکری متناقضی است.
همه ما گاه اشتباه می کنیم و ممکن است رفتاری خودخواهانه از خود نشان دهیم. بعضی مواقع این احساس گناه بر مبنای واقعیت است و مواجهه با آن به ما کمک می کند به فرد بهتری تبدیل شویم. اما برخورد غیرمنطقی با این احساس گناه موجب می شود ما دوباره اشتباه مان را تکرار کنیم
6- یاد بگیرید که در دو آسیب را تحمل کنید: درد و آسیب از پیامدهای طبیعی زندگی است، به دلیل این حقیقت ساده که زندگی پر از بالا و پایین و از دست دادن و به دست آوردن است، عواطف ما نیز مستعد آسیب پذیری هستند. چنانچه به آن ها بیش از حد حساسیت نشان دهیم، آسیب پذیرتر می شوند. در واقع در معرض درد و آسیب قرار گرفتن، فرصتی را برای ما به وجود می آورد تا قوی تر شویم و مهارت های کنترل و رویارویی با این آسیب ها را توسعه دهیم.
7- با احساس گناه خود روبه رو شوید: همه ما گاه اشتباه می کنیم و ممکن است رفتاری خودخواهانه از خود نشان دهیم. بعضی مواقع این احساس گناه بر مبنای واقعیت است و مواجهه با آن به ما کمک می کند به فرد بهتری تبدیل شویم. اما برخورد غیرمنطقی با این احساس گناه موجب می شود ما دوباره اشتباه مان را تکرار کنیم. پس بهتر است مسئولیت اشتباهمان را بر عهده بگیریم، پشیمانی را در گفتار نشان دهیم و به اصلاح آن اقدام کنیم.
8- با خود صادق باشید: بهتر است برای خود این مسئله را روشن کنید که شما چه کسی هستید و از زندگی خود چه می خواهید. همیشه نقاطی در زندگی شما وجود دارند که نیاز به توسعه و پیشبرد آن ها دارید. بعضی مواقع تغییرات از درون شما آغاز می شود و وقتی شما تغییر کنید، دنیای اطراف تان هم تغییر می کند. ما نباید در زندگی تحت کنترل چیزی باشیم. صادق بودن با خود موجب درک این نکته می شود که بعضی چیزها در زندگی اصلاً ارزش نگران شدن ندارند.
9- زندگی نه سیاه است و نه سفید، بلکه خاکستری است: هیچ چیز در این دنیا کامل نیست ما هم کامل نیستیم. برای رسیدن به بلوغ عاطفی هیچ گاه دیر نیست. پس بهتر است مسئولیت اشتباهات خود را بپذیریم و برای بهتر شدن اقدام کنیم. از به کار بردن کلمات همیشه و هرگز هم اجتناب کنیم.
منبع:تکناز
از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد.
از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان.
از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است
از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است .
از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن میسوزد
از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست.
از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم رباتی هست که قلب را به سوی خود می کشد.
از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد.
از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .
از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود.
از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد
از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد میشود.
از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر میگذارد
از خود عشق پرسیدم عشق چیست؟ گفت فقط یک نگاه
منبع:تکناز
قند خون مادر بالاست
دلش اما همیشه شور می زند برای ما
اشکهای مادر , ...مروارید شده است در صدف چشمانش
دکترها اسمش را گذاشتهاند آب مروارید!
حرفها دارد چشمان مادر ؛ گویی زیرنویس فارسی دارد
دستانش را نوازش می کنم
داستانی دارد دستانش
پسر گرسنه اش می شود ، شتابان به طرف یخچال می رود در یخچال را باز می کند
عرق شرم ...بر پیشانی پدر می نشیند
پسرک این را می داند
دست می برد بطری آب را بر می دارد
... کمی آب در لیوان می ریزد
صدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه بودم "
پدر این را می داند پسر کوچولو اش چقدر بزرگ شده است ...
منع:تکناز
دلتنگم،
مثل مادر بی سوادی
که دلش هوای بچه اش را کرده
ولی بلد نیست شماره اش را بگیره.
یه پیرمردی توی یه جمعی خواست سلامتی بده گفت :
می خورم به سلامتی 2 بوسه !!
بعد همه خندیدن و هم همه شد و پرسیدن حالا بگو کدوم 2 بوسه ؟!!
گفت :
اولیش اون بوسه ای كه مادر بر گونه بچه تازه متولد شده میزنه و بچه نمی فهمه !
دومیش اون بوسه ای که بچه بر گونه مادر فوت شدش میزنه و مادرش متوجه نمیشه ....
منبع:تکناز
به سلامتی دانشجویی که تا شب امتحان لای جزوه رو باز نمیکنه ولی با همون چند ساعت خوندن شاخ استادو میشکونه
جملات به سلامتی
بــه ســــلامـتیِ خــودم
کـه بـــا عـروسک اسبـاب بـازی اشــتباه گـــرفـتـه میـــشم
امـا بـــازم می خــندم...
جملات به سلامتی
به سلامتی همه آدمایی که توی دریای مردونگی غرق میشن ولی از روی پل نامردی رد نمیشن.!
جملات به سلامتی
سلامتی کسانی که جسارت عاشقانه از دست دادن رو دارن
نه حقارت به هر قیمت نگه داشتنو…….
جملات به سلامتی
به ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﺷﻮﻥ ﺑﺎﺣﻮﺻﻠﻪ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻨﻮ ﯾﺎﺩ ﻣﯿﺪﻥ ﻭﻟﯽ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯿﮑﺸﻦ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﺍﻭﻧﺎ ﻫﻢ ﻗﺪﻡ ﺑﺸﻦ
جملات به سلامتی
به سلامتی اون کسی که خودم انقدر بردمش بالا که حالا دیگه دست خودمم بهش نمیرسه
جملات به سلامتی
به سلامتی خدا که همیشه پشت ادمه و ادم پشتش بخدا
جملات به سلامتی
توی یه جمعی یه پیرمردی خواست سلامتی بده گفت :
می خورم به سلامتی 2 بوسه !!
بعد همه خندیدن و هم همه شد و پرسیدن حالا بگو کدوم 2 بوسه ؟!!
گفت :
اولیش اون بوسه ای كه مادر بر گونه بچه تازه متولد شده میزنه و بچه نمی فهمه !
دومیش اون بوسه ای که بچه بر گونه مادر فوت شدش میزنه و مادرش متوجه نمیشه ....
جملات به سلامتی
گاهی زمانه فرصت یاد کردن عزیزان را از ما میگیرد ، ولی مهرشان را هرگز.. به سلامتی هر چی رفیق با مرام و عزیز
جملات به سلامتی
تویی که الان دلت واسه یه بی معرفت تنگه . . .
تویی که میخوای بهش زنگ بزنی ولی غرورت نمیذاره...
تویی که بغضتو قورت میدی که یه وقت گریه نکنی ...
تویی که هر آهنگی گوش میدی یاد یه نفر میفتی...
تویی که تا میای یه کاری کنی میگی : بیخیال...
تویی که واس خودت آواز میخونی....
تویی که این روزا توی دنیای مجازی غرق شدی...
تویی که حتی توی دنیای مجازی هم خودتو گم کردی...
تویی که نمیدونی چه ریختی خودتو خالی کن...
به سلامتی تو...
جملات به سلامتی
به سلامتی کسی که اگه همه باشن و اون نباشه انگاری هیچکس نیست …
جملات به سلامتی
گل آفتابگردان را گفتند:
چراشبها سرت را پایین می اندازی؟
گفت :ستاره چشمک میزند، نمیخواهم به خورشید خیانت کنم
به سلامتی همه اونایی که مثل گل آفتابگردان هستند . . .
جملات به سلامتی
به سلامتی اون پسری که وقتی تو خیابون نگاهش به یه دختر ناز و خوشگل میفته
بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرشم باشی
انگشت کوچیکهٔ عشقم هم نیستی . . .
جملات به سلامتی
به سلامتی اونایی که به پدر و مادرشون احترام میذارن و میدونن تو خونه ای که
بزرگترها کوچک شوند؛ کوچکترها هرگز بزرگ نمیشوند
جملات به سلامتی
به سلامتی اون پیرمردی که وقتی ازش پرسیدن عشق چیست گفت همونی که منو پیر کرد!
به سلامتی اونی که سیگار نمیکشه چون یه عمره داره از زندگی میکشه !
جملات به سلامتی
به سلامتی شکارچی ای که برای شکار خرگوش از خودش صدای خرگوش در میاره...
جملات به سلامتی
به سلامتی همه اونایی که دلشون از یکی گرفته
ولی برای اینکه خودشون رو آروم کنند میگن : بخاطر غروب پاییز
به سلامتی مادرای قدیم که وقتی دمپایی پرت میکردن طرفمون صاف میومد میخورد وسط کلمون !!
جملات به سلامتی
به سلامتی مادر که غذا توی دهن ما گذاشت و ما اشک توی چشمهاش گذاشتیم.
منبع:سایت تکناز
با ابرها چه غصهی پنهانیست؟
این عصرِ چندشنبهی بارانیست؟
وقتی که میبُریم مدام از هم
این عشق نیست، چاقوی زنجانیست
چقدر این دوست داشتن های بی دلیل...خوب است!
مثل همین باران بی سوال
که هی می بارد...
انسان عاقل همیشه از بدگوییهایی که از او میشود استفاده میکند
فهمیده ام که
آدمی در مقابل علاقه ای که در دیگران نسبت به خود ایجاد می کند، مسئول است